الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

274

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

آوردند و به پيغمبر اكرم در مدينه ملحق شدند و انصار كسانى بودند كه از آنها حمايت كردند ، ولى هنگامى كه مكه فتح شد و آن منطقه از حجاز يكپارچه در اختيار پيغمبر قرار گرفت ديگر هجرت مفهومى نداشت ، از اين رو پيغمبر اكرم فرمود : « لَا هِجْرَةَ بَعْدَ الْفَتْحِ » . « 1 » جالب اينكه در روز فتح مكه برادر معاويه به نام « يزيد بن ابوسفيان » و جماعتى در گوشه‌اى از مكه تصميم بر مقاومت در برابر لشكر اسلام گرفتند . پيامبر گروهى را فرستاد و آنها را در هم شكست و برادر معاويه اسير شد . خود معاويه نيز جزء طُلَقا بود . افزون بر اين ابوسفيان نيز در روز فتح مكه همانند اسيرى همراه عباس عموى پيغمبر به خدمت حضرت رسيد و اسلام را ظاهرا پذيرفت و پيامبر او را عملا آزاد ساخت . اين موضوع با نسخهء ديگرى كه از نهج‌البلاغه در دست است كه به جاى « أخُوكَ » واژهء « أبُوكَ » آمده سازگار است . « 2 » به هر حال نه معاويه و نه پدر و برادرش جزء مهاجران بودند و نه اطرافيان او بلكه آنها بقاياى دوران كفر و بت‌پرستى محسوب مىشدند اين در حالى بود كه گرداگرد على عليه السلام گروه عظيمى از مهاجران و انصار مشاهده مىشدند . مرحوم مغنيّه در شرح نهج‌البلاغهء خود مىنويسد كه در اطراف معاويه كسى از مهاجران نبود و از انصار فقط دو نفر بودند كه طمع در دنيا ، آنها را به پيروى از معاويه كشانده بود در حالى كه همراه امام عليه السلام نهصد نفر از انصار و هشتصد نفر از مهاجران بودند ؛ لشكر معاويه را بنىاميّه و گروهى از منافقانى كه همراه ابوسفيان با رسول خدا جنگيدند تشكيل مىداد ( ولى اصحاب على عليه السلام مجاهدان راستين

--> ( 1 ) . اين حديث در كافى از امام صادق عليه السلام از رسول اللَّه صلى الله عليه و آله نقل شده است . ( اصول كافى ، ج 5 ، ص ، 443 ، ح 5 ) و در كتب اهل سنّت نيز در كتاب استيعاب ، ج 2 ، ص 720 و صحيح بخارى ، ج 3 ، ص 210 آمده است ( 2 ) . علّامهء شوشترى در شرح نهج‌البلاغهء خود ، ج 4 ، ص 260 اين نسخه را ترجيح داده است